تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388

انتشار رویای آهوان حنیف

پژواک صدای آساره دل کاظم را لرزاند . برگشت ؛ هم زمان با او سرهنگ نگاهش را از کاظم گرفت و به آساره دوخت . کاظم انگشتان دست شکسته اش را به کمر بند پهنش گیراند و دست سالمش را به زحمت بالا آورد و به علامت خدا حافظی تکان داد .صدای آساره  بار دیگر در دل کوه پیچید : منتظرت می مانم !

...

رویای آهوان تازه ترین رمان دوست اندیشمند و مهربانم "محمد حنیف" منتشر شد. کتاب را از حنیف عزیز در زیباکنار شمال هدیه گرفتم و در یک شبانه روز بااشتیاق خواندم.
حنیف نویسنده پرتوان ، صمیمی و در عین حال بی هیاهوی لرستان است که دیگر نامش را باید در حوزه ادبیات معاصر  پررنگ نوشت.

نوشته شده توسط والی زاده در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه سیزدهم دی 1387

امام حسین در آیینه شعر ملا پریشان

برگرفته از وبلاگ تاویر 

ژه گفته ی  راسان  شنفتم  نوید

کشته ی عشق او شهیداً شهید

از راست گفتاران مژده رسید که کشته شدگان راه عشق حق شهید هستند

تو   گه    دَسرَس    کربلات   نٌوی

گذر   وه   صحرای   پر   بلات  نوی

تا   گه   عشقیان  بوینی  وه  چم

بی سر و سر دار نه صحرای ستم

تو که به کربلا دسترسی نداشتی و در صحرای پربلا گذر نکردی تا که عشقشان را ببینی و بدنهای بی سر و نبود سردار را ببینی

سران وه نیزه ی اعدا بی بدن

ابدان وصحرای ستم بی کفن

سرها بر نیزه ی دشمنان جدا از بدن و بدنها در بیابان ستمگری بدون کفن افتاده بود

ژه خوین ویشان رنگین پا و ده س

خضاب و مدهوش ژه باده ی الس

دست و پایشان از خون خود رنگین و از باده الست مدهوش

عجب عشقیان پرورده ی خاصان

نامشان    نماو   بَری   و ه آسان

این دست پروردگان خوبان عجب عشقی داشتندنامشان را به سادگی نباید بر زبان آورد

دشمن افکنان وه بازوی یلی

شیران بیشه ی مرتضا علی

این پهلوانان دشمن شکن شیران بیشه ی مرتضا علی هستند

چونکه  وصل  دوست   منظورشان بی

سر و گیان باختن چو ی سورشان بی

چون هدفشان رسیدن به معشوق بود سر و جان باختن برایشان مانند جشن و پایکوبی بود

پرورده ی  آغوش  خیرالبشر رو

شجاع شهید  زاده ی  حیدر رو

بگریوم چو ی اور بنالم چوی نی

مختصر   واچوم   وی   ویانم وی

ای پرورش یافته ی آغوش خیر البشرو شهید شجاع زاده ی حیدر چونان ابر بگریم وچون نی ناله سر دهم وآه و واویلا بگویم

نظر کر وه کین چرخ چنبری

قوت   کافر   ضعف   حیدری

 چرخش روزگار را ببین که کینه بردمیده و کافران زورنمایی میکنند و بر نواده حیدر قدرت گرفته اند

نوشته شده توسط والی زاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

فراخوان برای حق شناسی

آقای بهرام سلاحورزی در پایگاه اینترنتی "سپیده" فراخوانی را برای تجلیل از استاد قاسمی عزیز منتشر کرده اند. بی تعارف حق استاد بر گردن فرهنگ لرستان و بلکه فرهنگ کشور بسیار بیش از آن است که با جلساتی چنین ادا شود اما صدق و صفایی که در نیت برگزارکنندگان وجود دارد آن را دلنشین و ارزشمند می کند . "گفتار سبز" این افتخار را دارد که همواره از همکاری و راهنمایی های استاد بهره مند است و در عین حال اعلام آمادگی می کند تا برای برگزاری مطلوب این "جشن مجازی"! همکاری تام و تمام نماید . به همت آقای سلاحورزی درود می فرستیم و تندرستی وجود نازنین استاد قاسمی را از خداوند خواهانیم.
آنچه در پی می آید متن فراخوان وبلاگ "سپیده " است:

"فراخوان "
بی شک فرهیختگان لرستانی با کار طاقت فرسای استاد "سید فرید قاسمی "و تالیفات متعدد ایشان در زمینه ها ی لرستان پژوهی آشنا یی دارند . استاد قاسمی در زمینه تحقیق و تالیفات مطبوعات ایران ، امروزه شاخص ترین چهره ملی است .
این گفته مبتنی بر تالیفات گرانسنگ او است که همیشه به عنوان مرجع ، مورد استفاده دانش پژوهان این رشته در سراسر ایران قرارمی گیرد.
ما وجود چنین فرد فرزانه ای را مایه ی مباهات دانسته و برآنیم تا در اواخرفروردین سال 88 در عالم مجازی اینترنت زحمات ایشان را با بزرگداشتی که یقینا کمترین کار در قبال کوشش های این عالم فرهیخنه است را پاس بداریم .
لذا از کلیه اهل قلم دعوت می نماییم در صورت تمایل آثار خود را در زمینه ی تالیفات استاد تا پایان اسفند ماه سال به نشانی اینتر نتی
S177bahram@.yahoo.com
ارسال نمایند .
برای مقالات بر گزیده سه جایزه بد ین شرح در نظر گرفته شده است .
1_ مقاله اول 3عدد سکه بهار آزادی
2_ مقاله دوم 2 عدد سکه بهار آزادی
3_ مقاله سوم 1 عدد سکه بهار آزادی
گفنتی است هیات داوران جایزه ی ویژه ای نیز به یکی از آثاربرگزیده در زمینه طراحی ، نقاشی ، خاطره نویسی ، عکس و... که مر تبط با استاد قاسمی باشد اهد اء خواهد نمود .

نوشته شده توسط والی زاده در 9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم تیر 1387

گاف فرج علیپور

حجت والیزاده نیز اخیراْ گاه نوشته هایش را به نام "برای فردا"در پایگاه اینترنتی اش منتشر می کند.
حالا که قرار است گاف های خبری و هنری را ثبت کنیم شما را به خواندن نقد ایشان درباره اظهارات تاسف برانگیز فرج علیپور دعوت می کنم تا معلوم شود دیدگاه این استاد موسیقی لری درباره نشانه های فرهنگ لری چیست!برای خواندن مطلب کلیک کنید!
نوشته شده توسط والی زاده در 7 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم مهر 1386

عید شادیها

تا چشم به هم زدیم عید فطر از راه رسید. عید فطر را باید عید شادیها بنامیم اگر:

ـ باعث آزار کسی نشده ایم.

ـ اندکی درد گرسنگان را دریافته ایم.

ـ یک قدم ُ ولو یک قدم به  انسانیت نزدیک شده ایم.

ـ غمی از چهره ای زدوده ایم.

ـ و لبخندی بر گوشه لبی نشانده ایم.

و...

وگر نه ما را جز جوع و عطش بهره نبوده باید فکر چاره ای بود از نو...

نوشته شده توسط محمد جعفر محمدزاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه پنجم مرداد 1386

وب نويسان غرب كشور


وبلاگ هانا
هوشنگ حبیبی
براي فردا/داود ياراحمدي
وبلاگ زنده ياد مجتبي ايماني
مجله اينتر نتي لك
ايلام شناسي:خانزادي
عليرضا کرمی
اسد فرهمند
محمد برگی
عزیز کلهر
ارسلان مرشدی
مهتاب بازوند
احمد بیرانوند
مهرداد
علی گودرزیان
ابراهیم خدایی
مسعود مرادی
يك لر بلاگ
علي زيودار
لرستان در گردش گيتي
تليس: كرم الله حكمتي پور
داوود پناهي
اميد علي مسعودي
عليرضا آستانه
لر آنلاين
درباره بروجرد
خورمووه. رستگار فرد
شعر به روايت مردگان: رضا گودرزي
زني شبيه درخت:مريم نظري
نشريه اينترنتي لور
ارتباطات:مهدي فتاحي
تنها مثل خودم : عبدارضا شهبازي
نوشته شده توسط والی زاده در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385

اندر حکایت خریداقساطی کارمندان

نزدیکای سر برج که میشه غم نان و سررسید اقساط والذاریاتی میشه که اون سرش ناپیدا! البته واضح و مبرهن است که جیفه دنیا بی ارزش است و اصولا پول علف خرس و بلکه چرک دست است اما به شرطی که صاحب خانه اجاره نگیرد و بانک وامش را ببخشد و عیال هم حاضر باشد با یک انسان فرهیخته پروبال ریخته مفلس زیر سایه درخت هلو بنشیند و بگوید عزیزم همین که هستی کافی است .خونه و زندگی می خوایم چیکار!
این شعر که حاصل تراوشات طبع مهجور مانده علی زمان محمدزاده است وصف حال چنین آدم هایی است...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط والی زاده در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم مرداد 1385

تنها تو مانده ای نصرالله !

اوضاع لبنان روزبه روز شلوغ تر می شه.شعری خوندم از قزوه که احساس کردم خوب فضای اونجا رو ترسیم کرده .شما هم بخونید:

 

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط س-مهاجر در 4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •