تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز - راف کات فرهنگی!

یکشنبه چهاردهم مرداد 1386

راف کات فرهنگی!

 این یاداشت ساده را به بهانه جشنواره تولیدات مراکز صداوسیما نوشته ام . قرار بود در روزنامه جام جم چاپ شود که...به هر حال!

      شب جلیلی است، دریا آرام­تر از شب­های پیش می­نماید و خنکای هوا نوید خوبی است برای برگزاری اختتامیه بزرگترین رخداد فرهنگی ـ رسانه­ای کشور.

سالهاست مازندران نیامده­ام، اما در هزارتوی تاریخ نشانش را بسیار جسته­ام، گویی هنوز صدای رپ­رپ سوارانی می­آید که در هماره تاریخ بیرق حقانیت باورهای علوی را برافراشته­اند و مگر نه اینکه مازندران مهد نخستین حکومت­های شیعی در ایران است.

در همسایگی کوه، جنگل و دریا احساس آدمی ارجاعات دلپذیری به فرهنگ می­یابد. ترانه و تلواسه با ذوق آدمی گره می­خورد. یاد شب گذشته افتاده­ام که تا دیر وقت گروه­های مختلفی درگیر آماده کردن آلاچیق جایگاه بودند و صدای بی­بدیل تار نوازنده خراسانی که بر لب دریا از کویر می­گفت: «آب کم جو، تشنگی آور به دست» موج و عطش ترکیب دلاویزی یافته بودند!   بچه­های کمیسیون موسیقی و سرود حال و هوای دیگری دارند. قرار شده است «ایران سرزمین پاکان» با مضمون اتحاد ملی و با سعی امیر بکان و شهرام منظمی برای اختتامیه آماده شود. اثری ارکسترال که توسط ارکستری تلفیقی از سازهای محلی سنتی و زهی اجرا می­شود. بچه­های گروه تا نیمه­های شب نواها و ملودی­ها را با هم تمرین می­کنند. ده خواننده فولکلور به گویش­های مازنی، گیلکی، آذری، کردی، لری، عربی، بلوچی، جنوبی بوشهری و خراسانی، کلام این اثر را می­خوانند تا رنگین­کمانی از موسیقی مقامی و محلی مناطق در اثری بدیع و ماندگار شکل بگیرد.

محمود آباد /محل جشنواره/عکس:کرم الله حکمتی پوردر این دوره کمیسیون موسیقی و سرود به لحاظ حضور نوازندگان و خوانندگان محلی، برنامه­ریزی مطلوب، مدیریت قوی و نیز حضور اساتید طراز اول کشور که در کسوت داور  و کارشناس حضور یافته بودند، به اعتراف آنها که دید باریک­بین دارند، وضعیتی ممتاز داشت. ساعد باقری می­گوید در هیچ دوره­ای تا این حد بحث کارشناسی و ارزیابی آثار، جدی نبوده است. سهیل محمودی اگرچه از طولانی شدن جلسات گله­مند است اما حضور بی­تخفیف کارشناسان و نقدهای دقیق و عمیق را حسن کم سابقه جشنواره می­داند. اسماعیل امینی می­گوید این کمیسیون­ها انگار کارگاه آموزشی شده­اند و استاد احمدعلی راغب که دیرسالی است او را شناسنامه آهنگ­های انقلابی کشور می­دانند از آنکه داوری­ها مرز سلیقه و سهمیه را شکسته و عیار بی­بدیل و بی­شائبه گرفته­اند به شادمانی سخن می­گوید. همین نکته استاد راغب را کسی

در گوش من تایید می­کند: «آقا هم­ولایتی­های، رئیس مرکز، دست خالی به استان برگشته­اند!» یعنی آنکه داورانی نام­آشنا چون دکتر محمد سریر، دکتر شاهین فرهت، استاد صدیق تعریف، استاد راغب، محمد میرزمانی، یوسف زمانی، استاد باقری، سهیل، اسماعیل و... در گزینشی دلنشین چنان گلچین زیبایی را برگزیده­اند که به خاطر امضای دقیق و بی­شائبه آن سخت خاطره­انگیز و گیرا شده است و اگر در میان 215 اثر موسیقایی بوتم سمفونی خراسان برگزیده می­شود انتخابی شایسته است.

چنان می­نماید که آثار استان­ها به لحاظ ذائقه آفرینی و البته از حیث محتوی و کلام رسانه­ای از پس 15 جشنواره سالانه چنان قابلیتی یافته­اند که می­توانند در همه شبکه­های سراسری عرضه شوند و متاع پر خواهنده و خریداری باشند.

و حالا شب آخر است. شب اختتامیه! فضایی بشکوه و زیبا طراحی شده است. راستش من اما نگرانم! «بکان» می­گوید به خاطر نم فضا پوست دف و تنبک­ها افتاده است. «رامین» مدام دنبال بخاری گازی است تا با تف آن سازها را کوک نگه­دارد. وای نکند سیستم صوتی ایراد پیدا کند! سخنرانی مهندس ضرغامی، ریاست سازمان که شروع می­شود، آرام آرام در واژه­ها حل می­شوم، پایه صندلی­ام لق می­زند. مجبور می­شوم به یک طرف خیمه بزنم و دستانم را ستون کنم، اینطوری بهتر است، احساس می­کنم تمرکز بیشتری یافته­ام، ریاست سازمان شناخت اقوام را برگرفته از قول قدسی می­داند که در سوره حجرات آمده است و هدف از آن را معرفت می­داند، «ما نیاز به شناخت همدیگر داریم.» و همین «معرفت» است که می­تواند چشم­اندازهای بهتری را به فرادید آورد. آقای ضرغامی محکم صحبت می­کند و البته متین، معلوم است که حرف­هایش عاریتی نیست. آنجا که تولیدات سازمان را بررسی می­کند، می­گوید «اجازه بدهید من از تلاش همکارانم راضی نباشم» اقناع و رضایت باعث توقف است و البته توفیقی در توقف نیست. ضرغامی برای بیان مطالباتش از عوامل برنامه­ساز و مدیران فرهنگی از اصطلاح «راف کات فرهنگی» که آن بر ساخته­ خود می­داند؛ استفاده می­کند: یعنی پدیده­ای مفهومی با هدف دخالت مدیریت در بهسازی کارکرد تولید در موضوعات مختلف سازمان. برایم جالب است، کسی به صف مدیران اشاره می­کند و می­گوید اگر در گوش گیرند! حالا اختتامیه به میانه رسیده است و لابد نوبت تجلیل از عناصر برجسته سینما و تلویزیون، که سنت ماضی و البته پسندیده جشنواره است. داود رشیدی می­گوید: بهترین جایزه عمرم را گرفته­ام و پروانه معصومی با صدایی که آشکارا می­لرزید می­گوید «هنوز من در حیرتم!»

برنامه پایانی پیش از آنکه صاحبان تندیس را معرفی کنند، اجرای ارکستر «ایران سرزمین پاکان» است، چنان مجذوب شکوه تردیدناپذیر مراسم شده­ام که نگرانی­هایم را از دست داده­ام. گروه با نواختن ملودی­های آیینی ورود می­کنند و سپس کلام با گویش­های متنوع و با خوانش هنرمندان برجسته محلی عجین می­شود و در اوج، مارشی ایرانی اجرا می­شود که با آواز منبری و همخوانی نمایندگان موسیقی اقوام همراه می­شود و در هارمونی بشکوه واژه­ی «ایران» تمام می­شود.

صدای تشویق یک پارچه و پرشور است. به خودم می­آیم، تاریکای آسمان با بارقه­های درخشان به روشنا می­زند و دریا موج در موج نام ایران ر ا با لهجه­ای شیرین تکرار می­کند.

نوشته شده توسط والی زاده در 4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •