"کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز
کان زمرد دافع این اژدهاست
شنبه هفتم مرداد 1385
برای امام عصر(عج)
این هم شعر نه چندان تازه ام! نذر امام زمان(عج) ؛ خوشحال می شم نظر شما رو درباره این شعر بدونم .
انگار چشم ها نمی دید ، راهی هم نبود
درهم تنیده سنگ با موج ، شیون با سرود
وناگهان شکست قامت شقایق در هبوط
میان این زخم و فصل درد و حجم دود
و بعد سقوط در هرچه ناممکن! ... ویا
حلول حیرتی در اندام این روزان کبود
حتی به شعر هم نمی شود اطمینان کرد
باید که ذوب شوی تا بگذری همراه رود
![]()
...وشاعری که باز با لهجه ای مبهم سرود
چقدر دیر آمدی مرد رویاهای زود !
نوشته شده توسط والی زاده
در 6 بعد از ظهر | لینک ثابت
•

