پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385
عدالت علوی و مقوله توسعه
﴿ عدالت علوی و مقوله توسعه﴾
بخش دوم
در بخش نخست گفته شد که توسعه اقتصادی برای ایجاد جامعه ای کار آمد ، متوازن و مترقی و فراهم کردن اسباب آسایش و رفاه برای عامه مردم امری بایا و مورد تأکید و توجه امام علی«ع» است و با استناد به سیرۀ آن حضرت ویژگی هایی از توسعه اقتصادی در جامعه با محوریت عدالت برشمرد ودرباره عمران و آبادانی شهرها ، سرمایه گذاری مولد و توجه به گروه های آسیب پذیر و کم درآمد جامعه به عنوان راهبردی برای دست یابی به توسعه همه جانبــه به ویژه مدلی از توسعه که با محوریت عدالت است سخن گفته شد . در بخش دوم به ویژگی های دیگر توسعه عدالت محور در سیره آن امام همام اشاره می شود :
هـ) پرهیز از تجمل گرایی و اسراف از جانب حاکمان
امام علی «ع» گرایش جامعه به ویژه مسئولان و حاکمان را به سمت تجمل و اسراف از جمله موانع اجرای عدالت اجتماعی می دانند . به نظر امام «ع» اگر مسئولان بتوانند خود را هم سطح با جامعه نگهدارند در پیشبرد اهداف عدالت محور حکومت اسلامی مؤثر است ، در غیر این صورت مسئولان و حکام نباید به تجمل و زخارف دنیا روی بیاورند . سیره عملی آن حضرت به عنوان رهبر و امام مسلمین همواره این گونه بوده است که در پائین ترین سطـــوح زندگی امرارمعاش می کرده اند ، به حداقل پوشـاک و کم ترین خوراک بسنده می کردند و چرایی این کار را همدردی با ضعیف ترین مردم می دانستند .
به امام علی«ع» گزارش رسید که عثمان بن حنیف فرماندار بصره بر سفره اغنیاء می نشیند ؛ امام «ع» بی درنگ در نامه ای به فرماندارش چنین نوشت :
من اگر خواستمی می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و پوشاک فراهم آورم . اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد که طعامهای لذیذ برگزینم . در حالیکه در حجاز و یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر ننموده باشد . یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی از گرسنگی به پشت چسبیده باشد و گلوهای سوخته وجود داشته باشد . . . آیا به همین رضایت دهم که مرا امیر المؤمنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم ؟ (1)
بر اساس گفته حضرت اگر مردم ببینند که مسئولان آنها در سختی ها و کمبودها با آنان هم درد و همراه هستند ، تحمل سختی برآنان آسان خواهد شد ؛ اما اگر بین خود و مسئولان در برخورداری از امکانات فاصله ببینند ؛ علاقه ای به پایبندی به حکومت در آنان باقی نمی ماند .
شریح بن حارث ، قاضی معروف زمان امام«ع» بود ؛ وی منصب قضاوت را از زمان خلیفه دوم به مدت 60 سال بر عهده داشت ، در زمان امام «ع» خلافی مرتکب و به دستور آن حضرت به روستایی در اطراف مدینه تبعید شد و پس از مدتی به کوفه بازگشت و دوباره منصب قضاوت را عهده دار شد . به امام«ع» خبر دادند که شریح خانه ای به 80 دینار خریده است ؛ امام وی را احضار کرد و قاطعانه با او برخورد کرد . امام خطاب به شریح قاضی چنین با عتاب فرمودند :
به من خبر دادند که خانه ای به هشتاد دینار خریده ای و سندی برای آن نوشته ای و گواهانی آن را امضا کرده اند .
شریح در جواب می گوید : آری ! ای امیر مؤمنین . امام نگاه خشم آلودی به او کرد و در ادامه چنین فرمود : ای شریح ! به زودی کسی به سراغت می آید که به نوشته ات نگاه نمی کند و از گواهانت نمی پرسد ؛ تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد ؛ ای شریح اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا پول حرام نخریده باشی ، که آنگاه ، خانه دنیا و آخرت را از دست داده ای . . .(2)
ملاحظه می شود که امام«ع» چگونه بر کارگزار حکومتی خود به خاطر خریدن خانه ای مجلل نهیب می زند
و او را به واسطه توجه به زخارف دنیایی مورد سرزنش و ملامت قرار می دهد .
عثمان بن حنیف فرماندار امام«ع» در بصره از صحابه شجاع و لایق بود ، به امام خبر دادند که او در مهمانی فردی مالدار شرکت کرده است ؛ امام با وجود علاقه ای که به فرماندار خود داشت در نامه ای پر عتاب وی را سرزنش کرد و چنین نوشت :
ای پسر حنیف ! به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره تو را به مهمانی خویش فرا خوانده و تو به سرعت به سوی آن شتافتی ؛ خــودرنی های رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند ؛ گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندان بر سر سفره دعوت شده اند . اندیشه کن در کجایی ؟ و بر سر کدام سفره می خوری ؟ (3)
و) توجه به خواست عمومی مردم (مردم سالاری دینی
از جمله مسائلی که امام علی«ع» آن را در جهت استقرار عدالت اجتماعی در جامعه مهم و اساسی ارزیابی نموده است توجه به خواست عموم مردم یابه عبارتی "مردم سالاری" است .
موارد متعددی از سیره آن حضرت وجود دارد که با وجودی که می دانستند نظر اکثریت مردم صواب نبوده و نادرستی آن بر امام پیدا بود ، اما چون پافشاری اکثریت و نظر جمع را بر آن متفق می دیدند ، می پذیرفتند و از رأی خود صرف نظر می نمودند .
در سیره علوی حکومت از آن همه مردم است ، تمام آحاد مردم یک جامعه اعم از مسلمان و غیر مسلمان حق زندگی دارند و هیچکس به هیچ بهانه ای نمی تواند کسی را از حق اظهار نظر محروم نماید . آداب و رسوم مردم مورد احترام است ، آزار و بدرفتاری با مسلمان و غیر مسلمان ممنوع و مردود است و جلب رضایت مردم و خشنودی آنان در صدر خواسته های حکومت اسلامی قرار دارد .
امام علی«ع» 25 سال سکوت و دوری از سیاست و حکومت را تجربه کرده بود ، اکثریت مردم نیز به رأی سقیفه و شیوه انتخاب خلفا اعتراضی نداشتند ، پس امام علی«ع» نیز به روش سکوت و دوری خود از حکومت ادامه داد تا اینکه ظلم و جور و بی عدالتی برخی حکام و فرمان روایان ولایات اوج گرفت و فتنه ها ایجاد شد . اوج فتنه آن زمان بود که به کشته شدن خلیفه سوم انجامید . در این هنگام مردم این بار به طور خود جوش و خود خواسته به سراغ علی«ع» رفتند وبر وی هجوم آوردند تا او را به خلافت برگــزینند، امام در خطبه 3 نهج البلاغه شرح هجوم مردم برای پذیرش خلافت را بیان فرموده اند :
روز بیعت ، فراوانی مردم ، چون یال های پرپشت کفتار بود ، از هر طرف مرا احاطه کردند تا آنکه نزدیک بود حسن و حسین لگدمال گردند و ردای من از دو طرف پاره شد .
حضرت آنگاه در ادامه همین خطبه دلیل خود برای پذیرفتن خواست بیعت کنندگان بازگو می کند:
سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید ، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خدا از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند ، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته و رهایش می ساختم ، و آخر خلافت را به کاسه اول آن سیراب می کردم . آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است . (4)
از این گفته برمی آید نخستین دلیل پذیرش خلافت از سوی حضرت ، حضور فراوان و انبوه بیعت کنندگان بوده است و امام علی«ع» درمقابل نظر و رأی اکثریت تسلیم می شود و سکوت و کناره گیری 25 ساله خود را می شکند .
امام علی«ع» در جایی دیگر وقتی که از مردم عهد خود گله مند می شود و از بابت همراهی نکردن آنان با خود زبان به شکوه می گشاید باز این موضوع را یادآور می شوند که :
دست مرا برای بیعت می گشودید و من می بستم ، شما آن را به سوی خود می کشیدید و من آنرا می گرفتم ! سپس چونان شتران تشنه که به سوی آبشخور هجوم می آوردند بر من هجوم آوردید تا آنکه بند کفشم پاره شد و عبا از دوشم افتاد و افراد ناتوان پایمال گردیدند . آن چنان مردم در بیعت با من خشنود بودند که خردسالان شادمان و پیران برای بیعت کردن ، لرزان به راه افتادند و بیماران به دوش خویشان سوار و دختران جوان بی نقاب به صحنه آمدند . (5)
امام علی«ع» اعتقاد دارند که حاکم اسلامی باید در مسیر جلب رضایت عموم حرکت نماید و از اینکه به واسطه برنامه ها و عملکرد حق طلبانه افرادی از اطرافش پراکنده شوند هراس نداشته باشد ، این دیدگاه امام «ع» در فرمان به مالک اشتر پیداست :
همانا خشم عمومی مردم ، خشنودی خواص را ازبین می برد ، اما خشم خواص را خشنودی همگان بی اثر می کند . خواص جامعه همواره بار سنگینی رابر حکومت تحمیل می کنند . زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراحت تر و در خواسته هایشان پافشارتر و در عطا و بخشش ها کم سپاس تر و به هنگام منع خواسته ها دیر عذرپذیرتر و در برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند ، در صورتیکه ستون های استوار دین و اجتماعات پرشور مسلمین و نیروهای ذخیره دفاع عموم مردم می باشند . پس به آنها گرایش داشته باش و اشتیاق تو به آنان باشد . (6)
بر این اساس در حکومت "مردم سالار دینی" تحقق عدالت اجتماعی و یا هر پیشرفتی که مبتنی بر عدالت باشد برگشت به توجه به خواست عمومی مردم است . نقطه مقابل این تفکر مدل حکومتی آریستوکراسی است که در آن اشراف و نجباء مهم ترین ارکان حکومت محسوب می شوند .
امام علی«ع» با قبول اصل تکثر در جامعه و اینکه در هر جامعه ای دسته ها ، گروه ها و سلایق گوناگونی وجود دارد ، راه پیشرفت جامعه را حضور همه اقشار در جریان پیشرفت و توسعه می داند و دست یابی به توسعۀ همه جانبه و پایدار را حضور همه اقشار .
ای مالک بدان ! مردم از گروه های گوناگون می باشند که اصلاح هریک جز با دیگری امکان ندارد و هیچ یک از گروه ها از گروه دیگر بی نیاز نیست . (7)
حضرت امیر«ع» از دیگر ویژگی های مردم سالاری دینی را حضور و مشارکت مردم در کار حکومت می داند و از مردم می خواهد که به دقت امور حکومتی را رصد کنند ودر امور حکومتی دخالت نمایند .
آن حضرت به هنگام حرکت از مدینه به سمت کوفه در نامه ای خطاب به مردم فرمودند :
پس از یاد خدا و دورد ! من از جایگاه خود ، مدینه ، بیرون آمدم ، یا ستمکارم یا ستم دیده ، یا سرکشی کردم یااز فرمانم سرباز زدند ، همانا خدا را به یاد کسی می آورم که این نامه به دست او رسد ، تا به سوی من کوچ کند : اگر مرا نیکوکار یافت یاری کند و اگر گناهکار بودم مرا به حق بازگرداند . (8)
امام به عنوان رهبر حکومت اسلامی خود از مردم می خواهد که مراقبت کنند که حکومت از معیار حق منحرف نشود و همواره ناظر کارهای حکومتی باشند .
ز) ارتباط مردم با مسئولین
از ملزومات برقراری عدالت در جامعه این است که مردم به حکام و کارگـــزاران خود دسترسی آسان داشته باشند تا بتواننــــد به راحتی مشکلات خود را با آنان در میان بگــذارند و در کار حکومت دخیل باشند و این معنی در کلام مولا این گونه آمده است :
هیچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار که پنهان بودن رهبران ، نمونه ای از تنگ خویی وکم اطلاعی در امور جامعه می باشد ، پنهان شدن از رعیت ، زمامداران را از داشتن آنچه بر آنان پوشیده است بازمی دارد. پس گاه بزرگ اندک و گاه اندک بزرگ جلوه می کند . . . همانا زمامدار آنچه را که مردم از او پوشیده دارند نمی داند و حق را نیز نشانه ای نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود .(9)
ح) نظارت و بازرسی
از جمله راهبــردهایی که حکام اسلامی را در اجرای عدالت یاری می رساند این است که حکــومت مکانیزم های مطمئنی برای نظارت و بازرسی از کـــارگزاران خود در اختیار داشتــــه باشد به تعبیر حضرت امیر«ع»
رفتار کارگزاران را بررسی کن و جاسوسانی راست گو و وفا پیشه بر آنان بگمار که مراقبت و بازرسی پنهانی تو از کار آنان ، سبب امانت داری و مهربانی با رعیت خواهد بود . (10)
پی نوشت :
1) نهج البلاغه ، نامه 45
2) داستانهای نهج البلاغه ؛ محمد اشتهاردی ؛ انتشارات پیام محراب
3) نهج البلاغه ، نامه 45
4) همان ، خطبه 3
5) همان ، خطبه 229
6) همان ، نامه 53
7) همان ، نامه 53
8) همان ، نامه 57
9) همان ، نامه 53
10) همان ، نامه 53

