تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز - در خيال روزهاي روشنم...

شنبه هشتم مهر 1385

در خيال روزهاي روشنم...

و ما پنچ نفر بوديم !پيچ ااآپوچ! خبرش را چند روز پيش كار كرده بودم .

 گفته بود كه براي مراسم افتتاحيه بروم كه نرفتم. از بس كه به قول الف .بامداد غم نان گرفتارم كرده است.

 شده ام يك آدم كوكي كه بايد تند تند خبر انفجار و افتخار را copy- paste  كنم و بعد هم هرازچندگاهي مجبور شوم جواب پس بدهم كه نفر اول كيست و از دايي هايم بگويم!

 راستش حوصله آدم سر مي رود. چقدر دويديم و ما را پياده كردند؟ آيا بايد عاصي شوم؟ مرز حماقت و صداقت گاه به پهناي ميز فلزي كوچكي است تا در كدام سوي آن نشسته باشي!

پيچ ااآپوچ! گاهي همه چيز پيچ اااپوچ مي شود. گفته بود تيمور هم مي آيد و من تازه روز آخريادم آمد كه بايد بروم.

وسيله اش كه جور شد خودم را رساندم: دانشگاه تهران ، ضلع شرقي از سمت خيابان قدس.

شكرخدا سرراه گل فروشي هم پيدا شد تا دست خالي نروم .چرا هميشه دست من خالي است؟!

 پله را بالا مي روم .چرا پله ها هيچ وقت به جايي نمي رسند؟!

 فضاي ساده اي برايم تداعي مي شود. ساده از آن دست كه بي ادا و ادعا كار شده بود.

و ما پنچ نفر بوديم : جمعيت زيادي كه آمده بودند از پيچ اااپوچ سردربياورند. لاجرم از دوستان هم كلاسي و فاميل!

مرتضي احمدوند چه حوصله و چه هنري به خرج داده بود. و چقدر زجر كشيدم وقتي ديدم مرتضي چه تلاشي مي كند هنر ويدئو و هنر مفهومي را براي مسوول حراست آنجا توضيح دهد. آقاي حراست با چشمان ذوق زده  مي گفت: اين ماهي هاي كف سالن خيلي جالبن ها! و باز با زبان حيرت زده مي گفت: حالا اينها يعني چي؟! اصلا منظورت از اين كار چيه؟

منظور؟ فقط پيچ اااپوچ! درست مثل آن داهول هايي كه آرام آرام گل مي پوشند و يا آن كوچه هاي پيچ در پيچ و نگاه جستجوگر دوربين كه با چه شتابي از هزارتوي آنها مي گذرد تا به فردايي برسد كه نمي دانم كجاست. و موسيقي... ضجه است يا فرياد؟ انين مرغ يا غريو پلنگ؟ افسانه ماه و پلنگ برايم تداعي مي شود و ماهي ها آرام آرام در ظرف سفالي جان مي بازند و راوي از گلدسته ها بالا مي رود تا فرياد بزند : تورامن چشم در راهم! و يا شايد در بالاترين نقطه مقدس زنجموره كند و مرثيه بخواند كه: در خيال روزهاي روشنم كز دست رفتندم!

هنر مرتضي احمدوند را مي ستايم و از اينكه نتوانسته است كار قشنگش را تبليغ و معرفي كند تا بدرستی به چشم بيايد متاسفم!

نوشته شده توسط والی زاده در 1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •